سيد جلال الدين آشتياني
40
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
تصوير نمودهاند كه آن عبارت است از بودن ما به الاشتراك و ما به الامتياز از يك سنخ و يك حقيقت واحده ، چهبسا داراى عرض عريض و رفيع الدرجات است . اين همان تشكيك خاصى است كه صدر المتألهين در كثيرى از موارد همين را اختيار فرمودهاند . النهاية صدر الحكما بالذات تشكيك را در وجود و بالعرض در ماهيات مىداند . در اسفار تشكيك در ذاتيات را بعد از نقل ادلهء شيخ در عدم جواز تشكيك در ذات جايز دانسته است « 1 » و در الشواهد « 2 » تشكيك را منحصر در سنخ وجود مىداند ، چون ماهيت همانطورى كه در موجوديت احتياج به حيثيت تقييديه دارد ، در اتصاف به شؤونات وجود هم اين كلام جارى است . جميع مراتب وجوديه متصل به يكديگر و ميّز هر وجود عالى از دانى به نقص و كمال و شدت و ضعف است . جهت اشتراك حقيقت وجود و جهت امتياز نيز در همان حقيقت است ، نه شدت مقوم اصل وجود و نه ضعف قادح در صدق مفهوم وجود بر وجود ضعيف است . اصل حقيقت وجود داراى مراتبى است كه آن مراتب از اصل واحد ظهور پيدا نمودهاند . مرتبهء اعلاى وجود كه از حيث شدت و مدت و عدت غيرمتناهى است ، حق است و معاليل امكانيه مراتب وابسته به آن اصلند . فارابى و شيخ الرئيس و ساير حكماى مشاء روى بطلان تشكيك خاصى و اينكه حقيقت واحده نشايد داراى عرض عريض و بين افرادش شدت و ضعف باشد ، مثل نوريه و مجردات برزخيه را انكار نمودهاند « 3 » . نظير اشكالى كه برخى از قاصران به اصالت وجود نمودهاند
--> ( 1 ) . چاپ سنگى ، تهران ، ص 107 « ضابطة الاختلاف التشكيكى على أنحاءها » الخ . ( 2 ) . چاپ سنگى ، تهران ، ص 94 « أمّا تفصيل مباحث التشكيك مستقصى فقد أوردناه في الاسفار و رجّحنا هناك جانب القول بالأشدية بحسب الماهية و المعنى و هاهنا نقول : هذا التفاوت يرجع إلى أنحاء الوجودات و المعاني الكلية لا تقبل الأشد و الأضعف . » ( 3 ) . در انكار تجرد برزخى ، شيخ و اتراب و اتباع او بيان ديگرى هم دارند كه در مباحث آتيه ذكر خواهد شد .